عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

175

المسالك و الممالك ( فارسى )

" حمص " را در پيش دارى . او را در " طرطوس " قرار دادند ، همانگونه كه پدرش را در " طوس " منصوب نمودند . اى كاش در " طرطوس " فرود مىآمد و در كنار رودى قرار مىگرفت كه با آن انس و الفت داشت . با خود كلاه خودى داشته و در " تعروس " ساكن مىشد كه از پيامهاى خوشرويان " ميسا " بهره‌مند مىشد . هر سرزنشى براى راست مردان مرزهاى " شام " زيانبار و ناراحت كننده است . 85 روز جنگ " بزندون " همانگونه كه در روز " بزندون " است . هرقل در شگفت ماند هنگامى كه ديد " جواثما " از آتش و نفت شعله‌ور است . از " آنكارا " سوراخى نماند و " عموريه " بزرگ مورد يورش قرار گرفت . 86 " قسطنطنيه " روم را دور زدم و دريافتم كه ذلت و خوارى حصارش ( تمام شهر ) را فرا گرفته است . 119 فيل بنا بر عادت خود براى " گيل گيلان خراسان " كرنش كرد . اعضاى بدن فيل به كسى جز كسانى كه شأن و مقامى دارند كرنش نمىكند . 121 از " بذ " براى ساكنانش چيزى جز درس عبرتى همچون " رم " براى آيندگان باقى نماند . 122 با پيمانى كه در " خمليج " يا " بلبخرا " بسته شد بر شرافت و اعتبار " عراق " افزون شد . 127 اى فريادگر كه فرياد برمىآورى نه خوابى و نه قرارى تا اينكه در " عندليب " آتشى را ببينى . 128 مصيبت بار خبرى است در " وادى السباع " كه هر سويش قتلگاه كسى است . آيا در زمان ما امكان بازگشت به " قبيات " وجود دارد . 129 زمانى كه نزد ما آمد خداوند دينش را يارى نمود و در " طيبه " ( مدينه ) خشنود و مسرور گرديد . خراج را پس از خراج كسرى پرداخت كنى و خراجى از " قرنظه " و " نضير " نيز دريافت نمايى . " ابلق الفرد " يك منزلگاهى " تيماء " است كه در آن دژى مستحكم و همسايه‌اى وفادار وجود دارد .